بررسی اثرات خشکی دریاچه ارومیه بر آسیب‌پذیری محیط‌زیست طبیعی و انسانی ناحیه پیرامون

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

دانشگاه شهید بهشتی

چکیده

تغییرات آب و هوایی و گرم شدن زمین از جمله مهمترین مشکلات انسان در چند دهه اخیر به حساب می­آید. به­طوری­که این تغییرات به­صورت مستقیم و غیرمستقیم بر زندگی انسان تاثیر زیادی گذاشته است. بحران­های زیست­محیطی موجود در ایران از جمله کمبود بارش، خشک شدن رودها، تالاب­ها و دریاچه­ها باعث بروز مخاطرات و آسیب­پذیری طبیعی و انسانی شده است. در این میان خشک شدن دریاچه ارومیه به­عنوان یک بحران ملی می­تواند در ایجاد مشکلات و مخاطرات طبیعی و انسانی نقش مهمی را بازی کند. در این مقاله به بررسی اثرات خشکی دریاچه ارومیه بر مخاطرات و آسیب­پذیری طبیعی و انسانی ناحیه پیرامون پرداخته شده است. روش پژوهش توصیفی – تحلیلی است. داده­های پژوهش از سازمان­ها و مراکز مربوطه جمع­آوری شده به­وسیله نرم­افزار سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) تجزیه و تحلیل شده است. نتایج و پیش­بینی­های این پژوهش نشان می­دهد که با توجه به سکونت بیش از 3 میلیون نفر در پیرامون دریاچه ارومیه، وجود باغات، زمین­های کشاورزی و گونه­های متنوع جانوری و گیاهی، در صورت خشکی کامل این دریاچه سکونت و سلامت محیط­زیست در این ناحیه با مشکلات جدی مواجه می­شود و از بین رفتن منابع غذایی و حیاتی باعث بروز تنش­های قومی و اجتماعی در منطقه خواهد شد.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


مقدمه و بیان مسئله

انقلاب فناوری از جمله شکافتن اتم، قدم نهادن آدمی بر روی کره ماه و انجام پیوند قلب انسان، باعث به وجود آمدن خطر بی­سابقه خودکشی محیط­زیستی شده است. برای سال­های طولانی سیاست­های زیست­محیطی محدود به عملیات حفاظتی بود که بر توسعه هوشمندانه و استفاده از منابع طبیعی تاکید می­کرد. در گذشته، کلماتی مانند آلودگی و انقراض گونه­های جانوری عمومیت پیدا نکرده و مفهوم اکولوژی مورد اغماض قرار گرفته بود (Muskie 1992, 731). رشد و گسترش اندیشه­های سوداگرانه و مصرف فزاینده مواد و انرژی، فناور­ی­های صنعتی، افزایش جمعیت و لزوم توجه به تأمین نیازها و خواست­ های آن، افزایش سطح رفاه و گاه تشدید فقر و چیرگی انسان بر طبیعت، فروسایی آن را در پی داشته و تداوم این اوضاع، مقوله زیست را در مفهوم فراگیر آن با چالش­های جدی مواجه ساخته است (کاویانی راد 1389, 34) .

مالتوس، کشیش و جمعیت­شناس معروف انگلیسی معتقد بود که رشد جمعیت به­صورت تصاعد هندسی پیش می­رود درحالی­که رشد امکانات زندگی به شکل تصاعد حسابی است. حاصل این عدم تناسب چیزی نبود جز ایجاد تزلزل در خصوص پایداری اکولوژیکی و همی­ طور تهدید امنیت ژئوپولیتیکی. افزایش جمعیت نیاز به افزایش تولید انبوه کالاهای صنعتی را در نظام سرمایه­داری، با همکاری مشترک بخش خصوصی (صاحبان سرمایه و ابزار تولید) و بخش دولتی جهت کنترل بحران­های اجتماعی ناشی از شرایط جدید زندگی بیش از پیش ضروری می­ساخت. تداوم چنین روندی از گذشته تا به حال، منجر به ایجاد عوارض منفی و غیرقابل جبرانی در اکوسیستم و همین­طور اتمسفر زمین از قبیل کاهش و تهی ساختن منابع موجود درسطح خاک، پایین رفتن سطح آب های زیرزمینی، نابودی پوشش جنگلی و گیاهی، آلودگی هوای شهرهای بزرگ و تهدید لایه ازون و...گردیده است (بابااوغلی 1392, 60).

از جمله مهمترین منابع زیست­محیطی که در سال­های اخیر در ایران مورد تخریب قرار گرفته­اند، منابع آبی و دریاچه­ها می­باشند که به­طور روزافزنی در معرض نابودی و خشک شدن قرار گرفته­اند. ناگفته پیداست که خشک شدن منابع آبی و تالاب­ها نه تنها بر حیات گیاهی و جانوری پیرامون خود تاثیر می­گذارند بلکه بر روی تغییرات جمعیتی و بروز مشکلات و بحران­های اجتماعی منطقه اطراف اعم از مراکز روستایی و شهری موثر می­باشند. از این­رو می­توان گفت که مسائل زیست­محیطی و در راس آن­ها خشک شدن منابع آبی و کاهش آب­های سطحی و زیرزمینی می­توانند منبع و منشاء آسیب طبیعی و انسانی باشند که این مسئله منجر به خطر افتادن حیات در منطقه و کاهش امنیت ملی خواهد شد. به­همین دلیل توجه به بروز بحران­ها و مشکلات احتمالی انسانی و طبیعی به­عنوان نتیجه بحران­های زیست­محیطی از اهمیت وافری برخوردار می­باشد.

دریاچه ارومیه به­عنوان دومین دریاچه شور جهان، در گوشه شمال­غربی ایران قرار گرفته است. حوضه دریاچه به مساحت 52000 کیلومتر مربع، 15/3 درصد از کل مساحت کشور را شامل می­شود. و بیش از 5 میلیون نفر در حاشیه آن ساکن هستند. پهنه وسیع دریاچه به تعدیل میکروکلیمای منطقه کمک کرده و آن را مناسب برای کشاورزی ساخته است. آب مورد نیاز دریاچه از طریق 14 رودخانه دائمی تأمین می­شود و برای حفظ تراز آبی دریاچه ارومیه سالیانه حداقل حدود 1/3 میلیارد مترمکعب آب موردنیاز خواهد بود. طی دو دهه گذشته، فعالیت­های انسانی غیرپایدار فشارهای فزایندهای را بر منابع طبیعی حوضه دریاچه ارومیه اعمال نموده است. تشدید فعالیت­های کشاورزی، توسعه منابع آبی، احداث پل میانگذر بر روی دریاچه ارومیه، افزایش میزان شوری به بیش از 300  گرم در لیتر به همراه دوره­های خشکسالی اخیر باعث وخیم­تر شدن اوضاع شده است. با توجه به این­که جمعیت انسانی زیادی در محدوده پیرامون دریاچه ارومیه زندگی می­کنند و معیشت سکونتگاه­های استان­های آذربایجان شرقی و آذربایجان غربی بیشتر بر کشاورزی و دامداری استوار است، در صورت خشک شدن کامل دریاچه و وقوع بحران­های زیست­محیطی و اکولوژیکی اقتصاد این منطقه با مشکلات بزرگی رو به رو خواهد شد. هدف این پژوهش، بررسی مخاطرات و آسیب­پذیری طبیعی و انسانی ناحیه پیرامون ناشی از خشک شدن دریاچه ارومیه در دو استان آذربایجان شرقی و غربی بوده است. سؤال­های پژوهش نیز عبارتند از: وضعیت سکونت پیرامون دریاچه ارومیه، چگونه متاثر از آن است؟ خشک شدن دریاچه ارومیه چه مخاطرات طبیعی برای منطقه به همراه داشته و خواهد داشت؟ آسیب پذیری­های انسانی ناشی از خشک شدن دریاچه ارومیه به چه شیوه­های ظاهر می­شوند؟ فرضیات متناظر آن­ها نیز عبارتند از:

  1.  خشکی دریاچه ارومیه سبب کاهش جمعیت و تغییر الگوی سکونت در دو طرف دریاچه شده است.
  2.  خشک شدن دریاچه ارومیه سبب بروز مخاطرات طبیعی مانند از بین رفتن زمین­های کشاورزی، تلف شدن باغات، کاهش مرتع و بادهای حامل نمک شده است.
  3. مهاجرت­های توده­ای، تنش­های قومی، اعتراضات مردمی و بروز بیماری­های صعب­العلاج از جمله آسیب­های انسانی است که در صورت خشکی کامل دریاچه ارومیه بروز پیدا می­کنند.

 

محدوده مورد مطالعه

از نظر تقسیمات جغرافیایی رسمی کشور محدوده مورد مطالعه تحقیق شامل دو استان آذربایجان شرقی در شرق دریاچه ارومیه و استان آذربایجان غربی در غرب این دریاچه می­باشد. مساحت استان آذربایجان شرقی ۴۵٬۴۹۱ کیلومتر مربع است که از این جهت، یازدهمین استان بزرگ ایران محسوب می‌شود. این استان محل اتصال دو رشته کوه مهم و اصلی کوه‌های ایران، یعنی البرز و زاگرس است و بلندترین نقطه آن، قله کوه سهند است. مرکز استان آذربایجان شرقی، کلان‌شهر تبریز است. همچنین استان آذربایجان غربی با مساحتی برابر ۳۷٫۰۵۹ کیلومتر مربع سیزدهمین استان بزرگ کشور محسوب می‌شود و ۲٫۲۵ درصد مساحت کل کشور را تشکیل می‌دهد.

شکل (1): محدوده مورد مطالعه

 

منبع: نگارندگان

روش تحقیق

روش تحقیق در این پژوهش توصیفی – تحلیلی می­باشد. به طوری­که جهت بررسی موضوع از روش­های توصیفی و تحلیلی استفاده می­شود. برای این منظور ابتدا با مطالعه کلی وضعیت طبیعی و انسانی محدوده مورد مطالعه، شرایط دریاچه ارومیه و نواحی پیرامونی آن در دو استان آذربایجان غربی و شرقی بررسی می­شود. سپس جهت تحلیل داده­های به­دست آمده از روش­های تحلیلی که شامل تحلیل­های فضایی و غیرفضایی می­باشد، استفاده می­شود. داده­های این پژوهش از مراکز آماری رسمی کشور و نقشه­های تولید شده توسط نهادهای موثق جمع­آوری شده است. همچنین جهت تحلیل فضایی مسئله از نرم افزار ArcGIS و ابزارهای مختلف آن بهره گرفته شده است. به­طوری­که از امکانات سه بعدی در محیط Arcscene و منطق بولین جهت سنجش توزیع فضایی جمعیت و کاربری­های اراضی در منطقه مورد مطالعه استفاده شده است.

 

مدیریت محیط­زیست

موجودات زنده در هر محیط همان‌طور که تحت تأثیر عوامل و شرایط طبیعی حاکم بر محیط­زیست خود قرار دارند در بسیاری از موارد محیط­زیست خود را متأثر می­سازند، این موارد به­ویژه درباره انسان که از آغاز حیات خود تا کنون درصدد ایجاد تغییر در طبیعت بوده است کاملاً مصداق دارد.

انسان امروزه در مقایسه با نیاکان خود و سایر موجودات زنده از موجودی مغلوب به موجودی غالب بر طبیعت تبدیل شده است و روز به روز بر دامنه تأثیرات او بر محیط­زیست افزوده می­شود. برای مثال بهره­برداری بیش از حد از منابع آب و خاک و مانند آن از جمله تغییراتی است که بر هم خوردن تعادل زیستی دریاها، انهدام و تخریب رویش‌های گیاهی، فرسایش خاک، آلودگی آب، بیابان­زایی و نابودی حیات جانوری را به دنبال خواهد داشت. به­طور کلی فعالیت­های انسانی اعم از کشاورزی، صنعتی، خدماتی، حمل و نقل و غیره هر کدام به نوعی موجب برهم خوردن تعادل موجود در محیط­زیست می­گردند. انهدام یا تخریب و آلودگی دو چهره آشکار و دو پدیده مهم ناشی از اثرات منفی تغییر در اکوسیستم­ها می­باشند. بدین معنی که انسان یا از طریق برهم زدن نظم اکوسیستم­ها موجبات تخریب محیط را فراهم می­آورد و یا این­که با تخلیه مواد آلوده کننده در آن سلامت خود و سایر موجودات را به خطر می­اندازد (سرمست، 1382، 18).

عنوان محیط­زیست از دو کلمه محیط و زیست ترکیب یافته است که در فارسی به معنای جایگاه و محل زندگی است . محیط­زیست عبارت است از آنچه که فرآیند زیستن را احاطه کرده، آن را در خود فرو گرفته و با آن در کنش متقابل قرار دارد. با توجه به این تعریف آیا می­توان مرزهای مشخصی برای محیط زیست تعیین نمود؟ آیا فرایند حیات بدون استفاده از هوا و خاک میسر است؟ آیا بدون بهره­برداری منطقی از خاک، می­توان مواد غذایی تولید نمود و امکان تغذیه سالم جمعیت رو به تزاید را فراهم ساخت؟ بدین ترتیب مشاهده می­شود که محیط­زیست همه چیز را در بر می­گیرد، هم انسان و هم طبیعت و هم رابطه این دو را شامل می­شود، در کلیه فعالیت­های بشر تاثیر داشته و نیز از آن متاثر می­شود. مفهوم محیط­زیست، چه از نظر لغوی و چه از لحاظ واقعیت آن، در برگیرنده کل فضای حیاتی کره خاکی می­باشد، به بیان دیگر این محیط­زیست است که در درون خود محیط­های گوناگون را جای داده است (www.niazemarkazi.com).

نگرشی گذرا بر وضعیت محیط­زیست جهان در دو دهه گذشته نشان می­دهد که نه فقط اثرات مخرب انسانی بر محیط­زیست کاهش نیافته بلکه مسائل حاد و بغرنج جدید مانند آلودگی شدید جو، کاهش تنوع­زیستی، پارگی لایه ازون، پدیده گلخانه­ای و گرم شدن کره زمین، افزایش سطح آب اقیانوس­ها، تغییرات شدید اقلیمی و اثرات مختلف و متعدد بروز نموده است و در ایران نیز همانند سایر ملل، به دلایل گوناگون موجب تغییر روابط مناسب انسانی با محیط­زیست اطراف خود گردیده است. این تغییرات به علت عدم اعمال کنترل و نظارت بر محیط­زیست حادث شده است  (رحمتی، 1391: 16). در چند سال اخیر محیط­زیست و مسایل مربوط به آن بسیار مهم تلقی شده است تا جایی­که مسایل زیست­محیطی و تهدیدات زیست­محیطی در اکثر اوقات به­عنوان منابع سیاسی تحلیل شده­اند که ناشی از اهمیت مقوله محیط­زیست و شرایط آن دارد (Chaturvedi,1998: 716). امروزه یکی از طیف­های بسیار مهم امنیت و متعاقب آن تهدیدات، در قالب مخاطرات محیطی و زیست‌محیطی (انسانی و طبیعی) نمود یافته است؛ از جمله شاخص­های مخاطرات می­توان به مهاجرت­های بی‌رویه، مواد مخدر، شیوع بیماری­های فراگیر، گازهای گلخانه­ای، سلاح­های کشتار انبوه، تبهکاری و بزهکاری‌های سازمان یافته، تروریسم، ستیز بر سر منابع کمیاب، تغییرات اقلیمی و گسترش آلودگی (هوا، زمین، اّب( اشاره کرد. این تهدیدات، به علت سرشت و کارکرد کُندی که در قیاس با تهدیدات نظامی دارند، نیاز به تعریف گشوده­تری از امنیت طلب می­کنند. در این میان، مسائل زیست­محیطی، به­ویژه در مباحث مرتبط با بازنگری امنیت در سطح ملی و حتی بین­المللی جایگاه خاصی یافته­اند (کاویانی­راد، 1390: 121).

 

شکل (2). تأثیر تهدیدات زیست­محیطی

 

منبع: (Environmental Security of Russia, 1996: 55)

تهدیدات زیست­محیطی در شکل مخاطرات محیطی (انسانی و طبیعی(، این توان را دارند که زمینه تهدید زیست­کره را فراهم کنند و آینده زیست و حیات را در مفهوم فراگیر خود به چالش کشند (Dalby,2002: 239). مثال بارز این امر پهنه­های آبی هستند که طی این مدت مورد بی­مهری قرار گرفته و صدها و شاید هزاران گونه گیاهی و جانوری که در زنجیره حیات زیست­کره نقش می­آفریدند، به نابودی کشانده شده­اند (کاویانی­راد، 1390: 123).

 

 

 

شکل (3): روندهای مؤثر در تخریب محیط­زیست

 

منبع: (Environmental Security of Russia, 1996: 123)

مسایل زیست­محیطی به­ویژه مسایل مربوط به آب، خشکسالی و تغییرات اقلیمی تأثیرات گوناگونی را در همه زوایای زندگی برجای می­گذارد؛ به نسبت حاد بودن مسایل زیست­محیطی این تأثیرات می­توانند با شدت­های متفاوتی خود را بروز دهند. بارنت و آدگر (Barnett & Adger)  تأثیرات قابل پیش بینی را در رابطه با مسایل زیست­محیطی در حوزه آب و تغییرات اقلیمی به­صورت جدول 1 ارائه داده­اند.

 

جدول(1): نسبت عوامل ناامنی انسانی و تغییرات اقلیمی و آبی

عوامل

فرآیندهایی که تغییرات اقلیمی و آب، آن­ها را تشدید می­کند

آسیب­پذیری معیشت

تغییر اقلیم ممکن است موجب فشار گسترده بر کشاورزی، مناطق ساحلی، بروز بیماری­های حاد و دشواری دسترسی به آب شود که پیامدهای معیشتی آن موجب افزایش آسیب­پذیری مردم شود. در بخش­هایی که جمعیت وابستگی بالایی به منابع طبیعی دارد و نیز از منظر محیطی و اجتماعی، موقعیت حاشیه­ای دارند، فشارها، حساسیت­ها و واکنش­ها شدیدتر خواهد بود. برخی از پیامدهای تغییر اقلیم دیرپا (همانند کاهش تولید زمین­های کشاورزی) و برخی گذرا (سیلاب­ها) هستند.

فقر (نسبی، مزمن، گذرا)

بر اثر تمایزات فضاییِ ناشی از فشارهای اقلیمی و حساسیت­های مکانی، مقوله فقر (به­ویژه محرومیت نسبی)، نمودهای متفاوتی دارد. تغیر اقلیم ممکن است از طریق نابودی زمینه­های دسترسی به سرمایه طبیعی، مستقیماً به تشدید فقر مطلق، نسبی و گذرا بیانجامد. همچنین، با متأثرکردن بخش منابع و دولت، به­طور غیرمستقیم، سبب تشدید فقر شود. فشارهای ناشی از تغییر اقلیم بر دامنه آسیب­پذیری ناشی از فرایندهای سیاسی و اقتصادی می­افزاید.

دولت ضعیف

فشارهای ناشی از تغییر اقلیم احتمالاً سبب افزایش هزینه دسترسی به زیرساخت­های عمومی همانند منابع آب، خدماتی همچون آموزش و پرورش و کاهش درآمدهای دولت می­شود. از این­رو، تغییر اقلیم ممکن است سبب کاهش توانایی دولت در ایجاد فرصت­ها و ظرفیت­ها برای افراد شود.

مهاجرت

مهاجرت واکنش کسانی است که معیشت­شان بر اثر تغییرات اقلیم نابود شده و ناگزیر از تصمیم به مهاجرت هستند. در عین حال، ممکن است زمینه­ساز تشدید جنبش­های (اعتراضی) مردم در جوامع میزبان شود.

منبع: (Barnett & Adger, 2005: 14)

طی چند دهه اخیر، آب به­عنوان مهم­ترین مسأله در برخی از کشورهای جهان مطرح بوده است (عسگری،1389: 181) .در هشتاد کشور جهان که نزدیک به سه میلیارد نفر جمعیت دارند، کمبود آب یک مشکل زیست­محیطی فوق­العاده به­شمار می­رود (حیدری­فر،1391: 169). در جنوب و جنوب غرب آسیا مسأله کمبود آب بیشتر از کمبود زمین مناسب، موجب توقّف طرح­های توسعه کشاورزی شده است. آسیا که 60 درصد جمعیت جهان را در خود دارد، تنها حدود 36 درصد آب شیرین تجدیدشونده را در اختیار دارد (عسگری،1389: 181). کمبود آب و کاهش تدریجی منابع موجود سبب بیابان­زایی می­شود. بیابان­زایی یک مشکل بین­المللی است، اگرچه در داخل مرزهای ملّی روی می­دهد. بیابان­زایی شرایط مطلوب زندگی را از بین می­برد و در نهایت به ناپایداری سیاسی منجر خواهد شد. بیابان­زایی ضمن فراهم کردن شرایط قحطی و در نتیجه مهاجرت داخلی و حتّی خارجی، بی­ثباتی سیاسی را هم در پی دارد (Kathleen & et al, 2000:237) و می­تواند عامل درگیری یا دلیل اصلی آن بوده و باعث شکل­گیری ماهیت درگیری و جدال شود.

نقش آب در حیات زمین و ادامه حیات اکوسیستم­ها انکارناشدنی و بدیهی است. یافته­های مربوط به ارزیابی­های اکوسیستمی در سال­های اخیر نشان می­دهد که به نقش اکوسیستم­ها در تأمین بخشی از مواد غذایی انسان نیز افزوده شده است؛ درنتیجه تغییرات در منابع آبی و به دنبال آن ساختار اکوسیستم­ها، می­تواند در جوامع انسانی اثر نامطلوبی داشته باشد. این آثار می­تواند در "مسائل امنیتی، تأمین نیازهای اساسی و روابط اجتماعی و فرهنگی" بروز کند.

آب به­عنوان منبعی راهبردی در آمایش سرزمین، توسعه اقتصادی و اجتماعی کشورها و نواحی و توسعه دیگر بخش­ها، کارکردی بنیادی داشته و یکی از مؤلفه­های مهم در حفظ، تعادل و پایداری بوم­شناسی و محیط­زیست به­شمار می­رود. بر این اساس، پاسداشت و نگاهداشت منابع آب و بهره­برداری بهینه، اقتصادی و عادلانه از آن، مسئله­ای حیاتی است (کارآموز و احمدی،1385: 8).  امروزه ثابت شده است که بحران آب بسیار کلان­تر از آن است که پیش از این تصور می­شد. تغییرات اقلیمی و افزایش دوره­های خشک­سالی، نفوذناپذیری بسیاری از زمین­ها در اثر پویش­های انسانی (عدم تقویت آبخوان­ها)، توسعه شهرنشینی، به­ویژه در کشورهای در حال توسعه و تقاضای فزاینده برای آب در بخش­های مختلف (کشاورزی، آشامیدنی و صنعت)، کاهش کمی و کیفی منابع آب از یک سو و سیاسی شدن استفاده از منابع آب و ضعف مدیریت منابع آب، آلودن منابع آبی موجود، در آینده بحران آب را تشدید می­کند. این نگرانی­ها رویکرد مجریان و تصمیم­سازان را به مقوله توسعه و آب تغییر داد و توجه به منابع آب داخلی، به­ویژه رودها، از جایگاه خاصی برخوردار شد. در این میان، ساخت سدهای بزرگ بر روی رودها با توجه به نیاز فزاینده به آب اولویت یافت و توجیه­پذیر شد؛ غافل از این­که تأثیرات ژرف متفاوتی بر حیات زیست­بوم­ها و معیشت ساکنان آن خواهد داشت .در نتیجه، محیط­زیست فدای توسعه بی­رویه شده و پیامدهای آن در اشکال خشکیدن رودها، دریاچه­ها، تالاب­ها، آوارگی هزاران انسان، ویرانی کشاورزی بومی و زیست­بوم­های پایین­دست رودها، آثار تاریخی و مانند آن، نمود یافته است.

به­طور کلی ایران در سطح نیمه خشک و خشک قرار دارد. به­گونه­ای که  تنها 30 درصد پهنه ایران خارج از محدوده خشک و نیمه خشک قرار دارد . افزون بر این موضوع، در دهه­های اخیر، پدیده تغییر اقلیم، یکی از عوامل تأثیرگذار بر منابع آب کشور بوده است و به­نظر می­رسد با روند فعلی در آینده نیز تداوم داشته و تشدید خواهد شد. این در حالی است که وضعیت اقلیمی ایران با توجه به قرارگرفتن آن بر کمربند خشک و بیابانی، بر ابعاد مشکلات افزوده است. تنگناهای زیست­محیطی همانند گرمایش کروی، بروز خشکسالی­های پیاپی، گسترش کویرها و بیابان­زایی، افت شدید آب­های زیرزمینی، افزایش سیلاب­ها، ایجاد وضعیت ناپایدار اکولوژیکی و آسیب­پذیری منابع طبیعی تجدیدشونده، امنیت زیست­محیطی کشور را به مخاطره افکنده است، به گونه­ای که خشکیدن تالاب­ها، رودها، و پسروی دریاچه­های داخلی، زمینه گسیختگی چرخه زیستی کشور را سبب شده است. آن­چه سال­ها در ایران رخ داده، تناوب خشکسالی و چند سال پربارشی بوده است. مدیریت کشور هنوز خود را با این اوضاع سازگار نکرده که خود از بزرگترین تنگناهاست (وزارت نیرو،1387: 24). از پیامدهای مهم تغییر اقلیم که بر کشور ما تأثیر بسزایی داشته، وقوع خشکسالی­های شدید و پیاپی است که سبب کاهش منابع آب موجود برای مصارف مختلف و از میان رفتن برخی زیست­بوم­های آبی شده است. همچنین، ضعف مدیریت و برنامه­ریزی، به هنگام ثبت و سازگاری با وضع موجود، تشدید فشار بر منابع آب را به دنبال داشته است (وزارت نیرو،1387: 24).

 

یافته­های تحقیق

مسایل زیست­محیطی و آبی کشور با ضعف مدیریت و برنامه­ریزی مدیران همراه گشته و زمینه بروز انواع مسایل حاد زیست­محیطی مؤثر بر در سطح ملی و منطقه­ای را سبب شده است. نمونه بارز این امر دریاچه ارومیه است.  دریاچه ارومیه با حجمی برابر 32 میلیارد متر مکعب، برخاسته از ویژگی­های بوم­شناسی و اقتصادی­اش، به­عنوان میراث طبیعی، واجد خصوصیاتی است که آن را در سطح منطقه­ای بی­همتا کرده است (www.ostan-ag.gov.ir). این دریاچه کاردکردهای متنوع و قابل شایانی دارد اما با این وجود به دلیل ضعف مدیریت و تغییرات اقلیمی با معضلات بی­شماری مواجه شده است. کارکردهای این دریاچه را می توان به صورت جدول 2 بیان نمود.

جدول (2): کارکردهای دریاچه ارومیه

کارکردها

دریاچه

تالاب‌های اقماری

توضیح

حمایت از تنوع‌زیستی

Þ

Þ

شوری فرا اشباع آب دریاچه، زمینه را برای رشد و زایش آرتمیا که غذای فلامینگو، مرغابی و پرندگان کنار آبچر است، فراهم می­کند. جمعیت قابل­توجهی از این پرندگان در این دریاچه زادآوری می­کنند. در تالاب­های اقماری نیز شمار زیادی از پرندگان آبزی مهاجر و  زمستان‌گذران حضور دارند. در جزایر دریاچه نیز شماری از پستانداران در معرض خطر، همانند گوزن زرد و قوچ ارمنی زندگی می­کنند.

تعدیل آب و هوا

Þ

Ü

گستره پهناور دریاچه ارومیه به تعدیل خُرده اقلیم منطقه (درجه و نَم هوا) کمک می­کند که این ویژگی وضعیت مناسبی برای کشاورزی منطقه فراهم کرده است. نَم موجود در هوا نیز از پیدایش و پخش گَرد و خاک منطقه جلوگیری می­کند.

کاهش یا فرونشانی رسوبات وآلاینده‌ها

Ü

Ü

دریاچه و تالاب­هایِ کناری آن رسوبات و آلاینده­های منتقل شده به‌وسیله جریان رودها را جذب و از پراکنش گسترده آن در محیط جلوگیری می­کند.

تثبیت نهشته‌های نمکی (جلوگیری از پراکنش آن­ها به مناطق پیرامون)

Þ

---

دریاچه حجم بالایی از نمک­های ورودی را در خود نگاه می­دارد و از پخش آن­ها در مناطق پیرامونی جلوگیری می­کند. پسروی سطح آب باعث نمایان شدن پهنه گسترده­ای از شوره­زار می­شود که در اثر فرسایش (بادی) و جابه­جایی به مناطق پیرامونی آسیب می­رساند .

جلوگیری از پیشروی آب شور

---

Ü

تالاب­هایِ کناری باعث تغذیه سفره­های آب زیرزمینی می­شود و از پیشروی آب شور دریاچه جلوگیری می­کنند. تالاب­هایی که خشکیده شده­اند چنین کارکردی ندارند.

چشم­انداز

Þ

Ü

چشم­انداز دریاچه به آن زیبایی و جلوه خاصی بخشیده است. این چشم‌انداز زیبا به­علت کاهش سطح آب و ساخت بزرگراه کلانتری، تحت تأثیر قرار گرفته است.

منبع: (برنامه مدیریت جامع دریاچه ارومیه،1389: 22)؛  (راهنما: تحولات دریاچه ارومیه به­صورت: Ü نشانه روند ثابت،  Þ نشانه روند کاهشی)

دریاچه ارومیه

دریاچه ارومیه با وسعت متجاوز از 5000 کیلومتر مربع یک دریاچه وسیع آب شور در شمال غربی ایران است که بین استان­های آذربایجان شرقی و غربی قرار دارد  این دریاچه در پست­ترین نقطه یک حوضه آبریز بسته به وسعت 52000 کیلومتر مربع قرار گرفته، که بخش کوچکی از آن در استان کردستان واقع شده است. دریاچه ارومیه، بزرگترین دریاچه داخلی ایران، یک پارک ملی و همچنین یکی از بزرگترین سایت­های رامسر ایران نیز در سال 1355 توسط یونسکو به­عنوان یک ذخیره­گاه زیستی شناخته و ثبت شد. این دریاچه توسط تعدادی تالاب­های آب شیرین – لب­شور احاطه شده است که بعضی از آن­ها به­دلیل تنوع­زیستی­شان دارای اهمیت جهانی هستند.

طبق آخرین آمار سرشماری سال 1390 تعداد 92 شهر در دو استان آذربایجان غربی و شرقی وجود دارد که جمعیت این شهرها برابر با 4.447.572 نفر می­باشد. از این تعداد 25 شهر با جمعیتی برابر 1.309.879 در محدوده 30 کیلومتری دریاچه واقع شده­اند. که مهم­ترین این شهرها، شهر ارومیه مرکز استان آذربایجان غربی با جمعیتی برابر 667.499 می­باشد. در نقشه زیر توزیع سکونت­گاه­های شهری در پیرامون دریاچه ارومیه در دو استان آذربایجان غربی و شرقی قابل مشاهده می­باشد.

 

 

 

 

 

 

شکل(4): توزیع فضایی شهرها در پیرامون دریاچه ارومیه

 

منبع: نگارند­گان

 

 

 

شکل (5): تصویر سه بعدی از توزیع جمعیت در استان آذربایجان شرقی و غربی

 

منبع: نگارندگان

وضعیت سکونت نواحی پیرامون دریاچه ارومیه

هم از نظر تاریخی و هم از نظر سیاسی این منطقه به­عنوان یکی از سکونت­گاه­های پرتراکم کشور محسوب می­شود. وجود دریاچه ارومیه و وجود قابلیت­های انسانی و طبیعی در پیرامون دریاچه ارومیه موجب ایجاد شهرها و روستاهای متعددی در این منطقه شده است. اما با پایین رفتن آب دریاچه این سکونت­گاه­ها با آسیب­ها و مخاطراتی روبه رو شده و خواهد شد. در این قسمت از تحقیق با استفاده از ابزار بافر در نرم افزار GIS تعداد شهرها، جمعیت شهرها و تعداد روستاهای پیرامون دریاچه ارومیه در 5 بافر مشخص شد. نتایج نشان می­دهد که بیشترین جمعیت شهری در بافر 20 تا 30 کیلومتری قرار دارند. که تعداد روستاها نیز بدین شیوه می­باشد. در جدول و نقشه زیر جزئیات تحلیل نشان داده شده است.

شکل (6) : موقعیت شهرها در 5 بافر در پیرامون دریاچه ارومیه

 

جدول (3): وضعیت استقرار نظام سکونتگاهی در پیرامون دریاچه ارومیه

بافر (کیلومتر)

تعداد شهر

جمعیت شهری

تعداد روستا

5

2

6111

130

10

6

44699

323

15

10

142921

572

20

16

957244

830

25

19

1067480

1056

30

25

1309879

1296

جمع

92

4.447.572

4.207

منبع: نگارند­گان

کاربری اراضی

اطراف دریاچه ارومیه ترکیبی از اراضی مختلفی می­باشد. نتایج تحلیل کاربری اراضی نشان می­دهد که اراضی کشاورزی بیشترین مساحت را به خود اختصاص داده است. که اراضی کشاورزی آبی با 1857916.507 هکتار، 13.12 درصد و اراضی کشاورزی دیم به­همراه دیم­زارهای خزری 4641057.65 هکتار، 32.79 درصد کل اراضی موجود در شعاع 30 کیلومتری دریاچه را شامل می­شود. بعد از اراضی کشاورزی، مراتع مرغوب و استپی گاه با درخت­های پراکنده ، 25.33 درصد کل اراضی پیرامون دریاچه ارومیه را تشکیل می­دهد. جدول و نقشه زیر اراضی موجود در شعاع 30 کیلومتری دریاچه ارومیه را نشان می­دهد.

جدول (4): کاربری اراضی موجود در شعاع 30 کیلومتری دریاچه ارومیه

درصد

مساحت هکتار

کاربری

3.3

 467349.7

دریاچه­ها و خلیج

0.1

 25379.2

مراتع کوهستانی ،تپه ماهوری و مخروط­افکنه­ای (معتدل و گرم)

18.4

 2611382.6

مراتع متوسط در کوهستان­ها (نسبتآ سرد)

13.1

1857916.5

اراضی کشاورزی آبی

32.7

4641057

اراضی کشاورزی دیم به­همراه دیم­زارهای خزری

1.7

244867.4

جنگل بلوط و ارس و گاه پسته و بادام و گز و کهور

25.3

3585717.3

مراتع مرغوب و استپی گاه با درخت­های پراکنده

3.9

564418.7

پوشش گیاهی ویژه دشت­های شور و تپه­های شنی و دشت­های سیلابی

1

154627.3

کشاورزی درجه 2

منبع: نگارندگان

 

 

 

شکل (7) : کاربری اراضی موجود در شعاع 30 کیلومتری دریاچه ارومیه

 

منبع: نگارندگان

گسترش سدسازی بر روی رودخانه­های ورودی دریاچه ارومیه به­همراه تغییرات اقلیمی، کاهش بارش، خشکسالی پیاپی، استفاده بی­رویه از آب­های زیرزمینی و عدم استفاده از روش­ها و الگوهای کشت مدرن، زمینه پسروی و خشکیدن تدریجی دریاچه را از سال 1376 فراهم کرده است. سهم آب ورودی به دریاچه ارومیه از رودهای استان آذربایجان­غربی، 85 درصد (منشأ برخی از این رودها استان کردستان است) و رودهای استان آذربایجان شرقی،  15 درصد است.

برنامه مدیریت جامع دریاچه ارومیه که با همکاری سازمان­های دولتی، تشکل­های زیست­محیطی و جوامع محلی تهیه شده، عوامل تهدید دریاچه را در قالب جدول تهدیدات بیرونی و درونی زیر تنظیم کرده است:

جدول(5). تهدیدات بیرونی و درونی دریاچه ارومیه

تهدید بیرونی

دریاچه

تالاب‌های اقماری

شرح

رقابت برای استفاده و تخصیص منابع آب

Ý

Ý

توسعه فزاینده کشاورزی، صنعت و شهرنشینی، سبب افزایش رقابت بر سر آب و کاهش حقابه دریاچه و تالاب­ها شده است.

آلودگی آب

Ý

Ý

افزایش تخلیه آلاینده­های شیمیایی کشاورزی، افزایش فاضلاب صنعتی شهری

کاهش آوردِ رودها

Ý

Ý

رخداد خشکسالی، بهره­برداری از آوردِ رودها از طریق سدها، شبکه‌های وابسته و تغییرات اقلیمی بر منابع آب حوضه آبریز دریاچه و تالاب­های کناری آن تأثیر گذارده است.

افزایش رسوبات ورودی

Ý

Ý

گسترش کشاورزی، تغییر کاربری و تخریب چراگاه­های طبیعی

کاهش جریان­های آب زیرزمینی

Ý

Ý

بهره­برداری بی­رویه از منابع آب زیرزمینی

پدیدار شدن گونه‌های غیربومی

---

Ý

فعالیت­های مرتبط با پرورش آبزیان در حوضه آبخیز

آشفتگی حیات­وحش

---

Ý

انفجار در معادن پیرامون تالاب، انفجار مهمات فاسد شده در کنار تالاب­ها

تهدید درونی

دریاچه

تالاب‌های اقماری

شرح

تغییر کاربری زیستگاه­ها

---

Ý

توسعه زمین­های کشاورزی در مناطق تالابی، احداث ساختمان در چراگاه­های پیرامون و مجاور تالاب­ها و ساخت سازه­های آبی همچون ساخت سد حسن­لو، خشکیدن تالاب یادگارلو در اثر احداث زهکش

کاهش کیفیت آب

---

Ý

افزایش خوراک­وری، ورود جریان­های برگشتی آبیاری به داخل تالاب­ها و تخلیه پساب­های روستایی تصفیه نشده و نفوذ آب­های زیرزمینی با درصد بالای مواد مغذی به درون تالاب

گونه های خارجی

­---

Ý

معرفی لارو ماهی توسط شیلات

آشفتگی هیدرودینامیک دریاچه

Ý

Ý

ساخت بزرگراه شهید کلانتری

آشفتگی حیات­وحش

Ý

Ý

ساخت جاده­ها یا شبکه­های آبیاری در داخل تالاب­های کناری، تردد قایق و هواپیما در مناطق اسکان فلامینگو

افزایش فشار بر منابع

Ý

Ý

بهره­برداری بی­رویه از منابع تالاب­ها

منبع: (برنامه مدیریت جامع دریاچه ارومیه، 1389: 24)؛ (راهنما: تحولات دریاچه ارومیه به­صورتÝ: نشانه روند افزایشی)

 

دریاچه ارومیه بر اثر عوامل انسانی و طبیعی، در حال پسروی و خشکیدن است که نتایج آن در قالب افزایش میزان شوری آب دریاچه، پیدایش شورزاری به وسعت 150 هزار هکتار، کویری شدن و شوری خاک، خشکیدن قنات­ها، تضعیف کشاورزی و دامداری منطقه، تضعیف گردشگری، نابودی زنجیره حیات و بسیاری ویژگی­های زیستی آن، مرگ و میر پرندگان، اختلال در گذر شناورهای دریایی و چسبیده شدن جزایر 9 گانه پارک ملی که محل زادآوری گونه­های مهم پرندگان مهاجر به­شمار می­رود، نمود یافته، به گونه­ای که با خشکیدن این دریاچه و آشکارشدن 8 میلیارد تن نمک موجود در زیر آن، خطر جدی به ساکنان استان­های هم­جوار وارد می­شود و با پراکنده شدن نمک­ها، بیش از ده میلیون انسان، طبیعت، تحصیل، آموزش، بهداشت، کارخانه و صنعت آسیب خواهد دید و از میان خواهد رفت. با توجه به کاهش 6 متری آب دریاچه در13 سال گذشته، در صورت تدام روند کنونی، دریاچه تا ده سال آینده می­خشکد که پیامد آن، افزایش سطح خشکی­های نمکین و شور در منطقه، وزش بادهای تند و گرم، به ویژه در تابستان و پاییز است که به مرور، زمین­های کشاورزی و مرغوب منطقه، به­ویژه دشت­های حاصل­خیز مراغه، بناب و تبریز در استان آذربایجان شرقی، به سمت شورشدن و در نهایت، کویر یشدن پیش می­روند (زمانی اکبری و ملکی،1389). در این حالت، تولیدات کشاورزی و معیشت ساکنان آن آسیب جدی خواهد دید. به یاد داشته باشیم که بیش از 36 شهر و 3150 روستا با جمعیتی نزدیک به 5 میلیون نفر در حوضه آبریز دریاچه سکونت دارند که در این میان، بیش از 60 درصد ساکن روستا هستند که معیشت عمده آن­ها در بخش کشاورزی و دامداری است (برنامه مدیریت جامع دریاچه ارومیه،1389: 20).  پس، به نوعی زیست آن­ها با وضعیت اکولوژیک منطقه پیوند دارد و هر گونه تحول در اوضاع بوم­شناسی منطقه، مفهوم امنیت را در ابعاد مختلف (اقتصادی، اجتماعی، زیست­محیطی) آن متأثر خواهد ساخت.

خشک شدن دریاچه ارومیه تنها محدود به این دریاچه نیست بلکه جوامع انسانی حوزه نفوذ خود را نیز دچار مصایب فراوانی می­کند که نمونه بارز و فوق­العاده مهم و حساس آن پدیده "مهاجرت" در صورت خشکیدن دریاچه است. ریزگردهایی که حتی امکان رساندن خود به پایتخت را هم دارند، زندگی را برای ساکنان اطراف دریاچه بسیار سخت خواهند کرد. امکان کشاورزی و دامداری در حوضه آبریز دریاچه ارومیه را خواهند گرفت و کشاورزان را به مهاجرت وادار می‌کنند. هم اکنون سوختن برگ درختان در حاشیه دریاچه و شور شدن زمین‌های اطراف، کشاورزان را مجبور کرده است تا کشت را به زمین‌های بالادست ببرند و زمین‌هایی دورتر از دریاچه را زیر کشت ببرند. این یعنی خداحافظی روستاییان با محل اقامت خود. مهاجرت به شهرهای اطراف و حتی شهرهایی دورتر از دریاچه و بحران‌های آن. حالا دریاچه و حواشی آن زیر سایه مهاجرت رفته است. بسیاری از کارشناسان معتقدند تبعات مهاجرت جمعیت به دلیل بحران خشک شدن دریاچه ارومیه به مراتب زیانبارتر از جنگ تحمیلی است، می‌گوید: "بسیاری از مدیران و مردم به‌خاطر دارند در زمان هشت‌سال دفاع مقدس مهاجرت یک‌میلیون و ١٠٠‌هزار نفری مردم از مرزهای جنوب و غرب کشور مشکلات زیادی را برای دولت ایجاد کرده بود، حال آن‌که با خشک شدن دریاچه ارومیه افزون بر پنج‌میلیون نفر از جمعیت ساکن در اطراف این دریاچه و در استان‌های شمال غرب کشور مجبور به مهاجرت اجباری می‌شوند".هشدار مهاجرت و هزینه‌هایی که روی دست دولت می‌گذارد، چندان جدی گرفته نشده بود. اما اکنون مشخص شده است خشکی دریاچه ارومیه مهاجرت ٦‌ میلیون روستایی را به­دنبال دارد. هم اکنون جمعیتی حدود پنج تا شش‌میلیون نفر در روستاهای حاشیه دریاچه ارومیه سکونت دارند که در صورت عدم رفع بحران از این منطقه مجبور به کوچ از روستاها و محل سکونت خود خواهند بود.

برپایه گفته­های "لزیرا ساگن بابوا" (Lysra Sagon Baboa)، معاون نماینده مقیم برنامه عمران سازمان ملل متحد، پیامدهای خشکیدن دریاچه ارومیه تنها به ایران محدود نمی­شود و مردم منطقه را با مشکل روبه­رو می­کند. به گفته او، اگر دریاچه ارومیه خشک شود، پیامدهای این خشکی نه تنها برای ایرانیان که در حواشی دریاچه ارومیه زندگی می­کنند، بلکه برای کشورهای منطقه نیز فاجعه­بار است و ممکن است کابوس دریاچه آرال، این بار برای ارومیه تکرار شود (www.un.org).

 

نتیجه­گیری

هم­زمان با کاهش تراز سطح آب دریاچه، بخش­هایی از قسمت­های جنوبی دریاچه خشکید، غلظت  نمک در آب دریاچه بالا رفت و رنگ مناطقی از سطح آب دریاچه به قهوه­ای گرایید که احتمالا ناشی از تغییر متابولیسم دنالیلا سالینا  (Donaliella salina)  تحت تاثیر افزایش غلظت املاح به ارقامی فراتر از 300 گرم در لیتر است. شوری شدید سبب کاهش تنوع­زیستی و نیز جرم توده زیستی دریاچه شد. گونه آبزی بومی دریاچه آرتمیا اورمیانا بجز در دهانه رودخانه­ها از تفریخ باز ایستاد و به تبع آن جمعیت گونه­های پرندگانی که از آن تغذیه می­کردند به شکل چشم­گیری کاهش یافت. فلامینگوهای بزرگ (Phoenicopterus ruber roseus)

که در جمعیت­های گاه بیش از 20000 جفت در دریاچه حضور داشتند و دیگر گونه­های پرندگان مهاجر شامل پلیکان سفید، کنارآبچرها، کاکایی­ها و پرستوها و مرغابی­ها که در جزایر دریاچه زادآوری می­کردند، ناپدید شدند. گوزن زرد ایرانی و قوچ ارمنی که در جزایر درون دریاچه تکثیر شده بودند نیز از شرایط خشکسالی آسیب دیدند و با خشک شدن اراضی پیرامون جزایر، حفاظت و پشتیبانی از آ ن­ها نامقدور شد.

تنوع­زیستی در تالاب­های اقماری دریاچه کمتر تحت تاثیر خشکسالی قرار گرفت زیرا جریان­های برگشتی آبیاری (در واقع زه­آب­ها) توانست آن­ها را تغذیه کند. این تالاب­ها تا حدود زیادی توانستند نقش پناهگاه را برای پرندگان مهاجر ایفا کنند. آن عده از تالاب­ها که از چنین فرصتی محروم بودند مانند قره قشالق، یا خشک شدند و یا با محدودیت­های شدید روبرو گردیدند. کاهش آب دریاچه ارومیه و خشکی آن باعث ایجاد آسیب­های جدی در زمینه­های طبیعی و انسانی خواهد شد. از جمله می­توان به شوری زمین­های کشاورزی، از بین رفتن باغات، کاهش تنوع­زیستی، مهاجرت جمعیت شهرها، خالی شدن روستاها، تنش­های قومی ناشی از کاهش منابع آبی و خاک مرغوب کشاورزی، از بین رفتن گونه­های جانوری و پرندگان. خشک شدن دریاچه ارومیه به سلامتی انسانی، تغذیه، حیات جانوری و گیاهی آسیب جدی وارد کرده است و منطقه، با آسیب­پذیری بالا و تهدیدات زیست­محیطی جدی روبه رو خواهد شد.

منابع

  1. اصغری زمانی، اکبر و ملکی، سعید، (1389)، ارزیابی تغییرات خط ساحلی دریاچه ارومیه طی دوره­های 2005ـ1989 با استفاده از داده­های RS و GIS، 24/3/1389.
  1. بابااوغلی, محمود. “بررسی اجمالی بحران محیط­زیست در ایران حول محور آلودگی هوا و تخریب منابع آب.” مجله اقتصادی, 1392: 59-72.
  2. کاویانی راد, مراد. “تحلیل فضایی مخاطرات محیطی و بحران­های بوم­شناسی در ایران.” فصلنامه مطالعات راهبردی, 1389: 33-56.
    1.  Muskie, Edmund S. “The Global Environmental Crisis.” Envtl. Aff. L 1992: 731-737.
    2. www.un.org
  1. برنامه مدیریت جامع دریاچه ارومیه، (1389)، تهیه شده با همکاری سازمان­های دولتی، تشکل­های زیست‌محیطی و جوامع محلی، 20/3/1389. http://urmia.irib.ir/index.php
  2. حیدری­فر، محمدرئوف، (1391)، "مخاطرات انسانی: تهدیدهای امنیتی ناشی از تقابل انسان و محیط"، پژوهش­های جغرافیای انسانی، شماره 81، 157-176.
  3. رحمتی، علیرضا، (1391)، "بررسی روند ارزیابی اثرات محیط­زیستی در ایران، چالش­ها و راهکارها"، محیط‌زیست وتوسعه، سال3، شماره 5، 15-23.
  4. عسگری، س، (1389)، مقدمه­ای بر ژئوپلیتیک محیطی، انتشارات نویسنده، اراک.
  5. کارآموز، محمد؛ احمدی، آزاده و نظیف، سارا، (1385)، "چالش­هاو فرصت­های بکارگیری مدل­های بهره­برداری بهینه از سیستم­های منابع آب"، اولین همایش منطقه­ای بهره­برداری بهینه از منابع آب حوضه­های کارون و زاینده­رود، شهرکرد، دانشگاه شهرکرد، 14 و 15 شهریور.
  6. کاویانی راد، مراد، (1390)، "نسبت ژئوپلیتیکی امنیت زیست­محیطی و توسعه­پایدار، مطالعه موردی دریاچه ارومیه"، فصلنامه مطالعات راهبردی، سال چهاردهم، شماره اول، شماره مسلسل 51، 116-147.
  1. مؤمنی، مهدی، (1382)، تغییر اقلیم و تأثیر آن بر ناپایداری اکولوژیکی در ایران، سومین کنفرانس منطقه­ای و اولین کنفرانس ملی تغییر اقلیم، دانشگاه اصفهان، اصفهان.
  2. وزارت نیرو، دفتر برنامه­ریزی کلان آب و آبفا، (1387)، پیش­نویس اولیه برنامه پنجم سازندگی، بسته پیشنهادی آب، 25/3/1390.  waterplan.moe.org.ir
  3. Barnett, Jon., and Adger Neil, Human (2005); Security and Climate Change: Towards an Improved Understanding, http://www.gechs .org/downloads/ holmen/ Barnett _Adger.pdf.
  4. Chaturvedi, Sanjay (1998); "Common Security? Geopolitics, Development", South Asia and the Third World Quarterly, Vol. 19, No. 4.
  5. Dalby, Simon (2002); Environmental Security, Minnesota: U of Minnesota Press.
  6. Environmental security of Russia" (1996); issue 2, The Security Council of the Russian Federation, Moscow.
  7. Kathleen, B., et al, 2000, Engaging Geopolitics,Prentice Hall, Translated to Persian by: Farshchi, A.R., Rahnema, H.R., Islamic Revolutionary Guards Publication, Faculty of Command and Institute of High Era of War, Tehran.
  1. www.ostan-ag.gov.ir
  2. www.niazemarkazi.com